فرهنگ آریان‌پور

طرفداری

#۱۳۵٬۵۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

partiality

طرفدارى، جانبدارى، تعصب، غرض

۲

favoritism

طرفدارى، استثناء قائل شدن نسبت به کسى

۳

partisanship

طرفدارى، هواخواهى، غیرت کشى، حمایت، تعصب

۴

bias

تمایل به یک طرف، طرفدارى، تعصب، به یک طرف متمایل کردن، تحت تاثیر قرار دادن، تبعیض کردن، پیشقدر

۵

favor

(favour =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۶

favour

(favor =) ـ التفات، توجه، مرحمت، مساعدت، طرفدارى، مرحمت کردن، نیکى کردن به، طرفدارى کردن

۷

adhesion

چسبیدگى، الصاق، (مجازى) طرفدارى، رضایت، موافقت، (پزشکى) اتصال و پیوستگى غیر طبیعى سطوح در آماس، (گیاه شناسى) آمیزش و به هم آمیختگى طبیعى قسمت هاى مختلف، (حقوق) الحاق، انضمام، قبول عضویت، همبستگى، توافق، الحاق دولتى به یک پیمان، کشش سطحى، دوسیدگى

۸

devotion

وقف، تخصیص، صمیمیت، هواخواهى، طرفدارى، دعا، پرستش، از خود گذشتگى، جانسپار

۹

espousal

عقد، عروسى (بیشتر در جمع)، نامزدى