فرهنگ آریان‌پور

طرز انجام

#۱۳۵٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن

۲

modus operandi

طرز عمل، روش کار