فرهنگ آریانپور
افول کردن
#۱۳٬۵۲۴
ebb
جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
wane
رو به کاهش گذاشتن، نقصان یافتن، کم شدن، افول، کم و کاستى، وارفتن، به آخر رسیدن