فرهنگ آریان‌پور

طرح‌ کردن

#۱۳۵٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۲

contrive

تعبیه کردن، طرح ریزى کردن، تدبیر کردن