فرهنگ آریان‌پور

طرح ریزی

#۱۳۵٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

scheming

طرح ریزى، تمهید

۲

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى

۳

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۴

schematization

بدعتکارى، طرح ریزى، برنامه ریزى

۵

planning

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن plan

۶

contrivance

اختراع، تدبیر، تمهید، اسباب

۷

engineering

مهندس، مهندسى کردن، اداره کردن، طرح کردن و ساختن engineer