فرهنگ آریان‌پور

طراحی

#۱۳۵٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۲

designing

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design draftsmanship

۳

planography

فن ترسیم نقشه، نقشه نگارى، طراحى

۴

architectonics

(architectonic =) ـ فن معمارى، طراحى، ساختمان اثر ادبى

۵

draughtsmanship

نقشه کشى، طراحى