فرهنگ آریان‌پور

طبیعی

#۱۳۵٬۰۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

natural

طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى natural matterofcourse

۲

real

راستین، حقیقى، واقعى، موجود، غیر مصنوعى، طبیعى، اصل، بى خدشه، صمیمى

۳

normal

در حال عادى، معمولاً، به طور عادى یا طبیعى normally physio

۴

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۵

silvan

(sylvan =) ـ جنگلى، طبیعى

۶

homebred

خانگى، خانه پرورده، (مجازى) دیمى، طبیعى

۷

physical

مادى، فیزیکى، طبیعى، جسمانى، بدنى

۸

naturally

به طور طبیعى، بومى وار، خود به خود، طبعاً، مسلماً، البته، بدیهى است

۹

intrinsic

ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى

۱۰

indigenous

بومى، طبیعى، ذاتى، مکنون، فطرى

۱۱

instinctive

غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود

۱۲

candid

بى تزویر، منصفانه، صاف و ساده

۱۳

native

بومى، اهلى، محلى

۱۴

rustic

روستایى، مربوط به دهکده، دهاتى، مسخره