فرهنگ آریانپور
افلاس
#۱۳٬۵۰۵
bankruptcy
ورشکستگى، افلاس، توقف بازرگان
bust
(past: busted, bust ; past participle: busted, bust) ـ مجسمه نیم تنه، بالاتنه، سینه، انفجار، ترکیدگى، خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن، بیچاره کردن
pauperism
گدایى، بینوایى، اعانه بگیرى، گروه گدایان
insolvency
(insolvence =) ـ درماندگى، اعسار، عجز از پرداخت دیون
destitution
فقر، بى چیزى