فرهنگ آریان‌پور

طبق چیزی زندگی‌ کردن

#۱۳۴٬۸۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر