فرهنگ آریان‌پور

طبق

#۱۳۴٬۸۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

torus

طبق، ماهیچه، گچ برى بزرگ هلالى ته ستون

۲

per

با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق

۳

tray

سینى، طبق، جعبه دو خانه

۴

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۵

upon

روى، بر، بر روى، فوق، بر فراز، به محض، بمجرد

۶

with

با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت

۷

under

زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین

۸

pursuant

متعاقب، مطابق، پیرو، دنبال کننده

۹

according

موافق، مطابق، بر وفق