فرهنگ آریان‌پور

طبع

#۱۳۴٬۸۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

print

چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن

۲

impress

تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع

۳

printing

چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن print

۴

impression

اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع

۵

humor

(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۶

habitude

آداب، روش، شیوه، عادت (معنى مجازى)، مرسوم، عادت روزانه

۷

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل

۸

inclination

نهاد، سیرت، طبیعت، تمایل، شیب، انحراف

۹

temperament

مزاج، حالت، طبیعت، خلق، فطرت، سرشت