فرهنگ آریانپور
طبع
#۱۳۴٬۸۴۱
چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن
impress
تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع
printing
چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن print
impression
اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع
humor
(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه
habitude
آداب، روش، شیوه، عادت (معنى مجازى)، مرسوم، عادت روزانه
disposition
دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل
inclination
نهاد، سیرت، طبیعت، تمایل، شیب، انحراف
temperament
مزاج، حالت، طبیعت، خلق، فطرت، سرشت