فرهنگ آریان‌پور

ضیافت

#۱۳۴٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

feast

مهمانى، سور، ضیافت، جشن، عید، خوشگذرانى کردن، جشن گرفتن، عیاشى کردن

۲

repast

خوراک، ضیافت، غذا خوردن، وقت غذاخورى

۳

banquet

مهمانى، ضیافت، مهمان کردن، سور، بزم

۴

symposium

هم نشست، همسگالى، بزم پس از شام، مجلس مذاکره دوستانه، مقالات گوناگون در باره یک موضوع، ضیافت

۵

fete

جشن، عید، سرور، جشن گرفتن

۶

dinner

ناهار (یعنى غذاى عمده روز که بعضى اشخاص هنگام ظهر و بعضى شب مى خورند)، شام، مهمانى

۷

formal

رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى

۸

function

تابع، وظیفه، کار کردن، کارکرد، کار، کار ویژه، پیشه، مقام، ماموریت، عمل، ایفاء، عمل کردن، وظیفه داشتن، آئین رسمى function luau