فرهنگ آریان‌پور

ضمنی

#۱۳۴٬۶۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tacit

ضمنى، ضمنا، مفهوم، مقدر، خاموش، به آرامى و سکوت

۲

implied

ضمنى، ضمنا، مفهوم

۳

implicit

التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى

۴

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۵

episodic

اتفاقى، ضمنى، عارضى

۶

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۷

acknowledged

قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن

۸

circumstantial

تصادفى، مربوط به موقعیت