فرهنگ آریانپور
ضعیف کردن
#۱۳۴٬۵۸۳
sap
شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن
fray
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
pall
پارچه ضخیم روى تابوت یا قبر، تابوت محتوى مرده، حایل، پرده، با پرده یا روپوش پوشاندن، بیزار شدن، بیذوق شدن، ضعیف شدن، ضعیف کردن
weaken
سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن
unnerve
مرعوب کردن، فاقد عصب کردن، دلسرد کردن، ضعیف کردن
enfeeble
سست کردن، ضعیف کردن
debilitate
ناتوان کردن، ضعیف کردن