فرهنگ آریان‌پور

ضعیف‌ کردن

#۱۳۴٬۵۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن

۲

enfeeble

سست کردن، ضعیف کردن

۳

debilitate

ناتوان کردن، ضعیف کردن

۴

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۵

dilute

رقیق کردن، آبکى کردن

۶

depress

فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن

۷

attenuate

رقیق کردن، نازک کردن، لاغر کردن، سبک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، نازک، رقیق، ضعیف شدن

۸

devitalize

بى جان کردن، از نیرو انداختن، از کار انداختن