فرهنگ آریان‌پور

ضربه‌ اهسته

#۱۳۴٬۳۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه