فرهنگ آریان‌پور

ضربه

#۱۳۴٬۳۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

brunt

ضربه، لطمه، بار، فشار

۲

stroke

ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ

۳

tit

تلافى، ضربه، یابو، دختر یا زن، نوک پستان، ممه

۴

hack

کلنگ، سرفه خشک و کوتاه، چاک، برش، شکافى که بر اثر بیل زدن یا شخم زده ایجاد مى شود، ضربه، ضربت، بریدن، زخم زدن، خرد کردن، بیل زدن، اسب کرایه اى، اسب پیر، درشکه کرایه، نویسنده مزدور، جنده

۵

lash

شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن

۶

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۷

thud

صداى خفه و آهسته ایجاد کردن، ضربه، ضربه هاى متوالى، تپ تپ، هف هف

۸

impact

به هم فشردن، پیچیدن، زیر فشار قرار دادن، با شدت ادا کردن، با شدت اصابت کردن، ضربت، فشار، تماس، اصابت، اثر شدید، ضربه، برخورد، اثر

۹

strike

(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن

۱۰

traumatism

روان زخم، (پزشکى) ضربه، تصادم، اثر ضربت، ضغطه

۱۱

bat

چوب، چماق، عصا، چوکان زدن، خشت، گل آماده براى کوزه گرى، لعاب مخصوص ظروف سفالى، چشمک زدن، مژگان را تکان دادن، بال بال زدن، چوگان، چوگاندار، نیمه یا پاره آجر، (زبان عامیانه) ضربت، چوگان زدن، (جانور شناسى) خفاش bat خودمانی‌

۱۲

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى kick عامیانه‌

۱۳

sock

(sing.sock) ـ جورابها sox

۱۴

paste

خمیر، چسب، سریش، گل یا خمیر، نوعى شیرینى، چسباندن، چسب زدن به، خمیر زدن