واژههای فارسی←ضربان - درحال -فرهنگ آریانپورضربان - درحال -#۱۳۴٬۲۹۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱pit a patبا ضربات تند و متوالى، درحال ضربان، درحال بال بال، زننده، بال بال زننده، تپیدنواژههای نزدیک در الفباضربات کردن - مبادله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیضربات متوالی از میدان به در کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیضربات متوالی و تند زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیضربات مداوم طبلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیضربات مکرر و سنگین زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیضربانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر