فرهنگ آریان‌پور

افقی

#۱۳٬۴۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

horizontal

افقى، ترازى، سطح افقى

۲

laterad

پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى

۳

lateral

پهلویى، جانبى، افقى، واقع در خط افقى، جنبى، عرضى

۴

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۵

level

سطح، میزان، تراز، هموار، تراز کردن، آلت ترازگیرى، سطح برابر، هم تراز، هم پایه، یک نواخت، یک دست، موزون، هدف گیرى، ترازسازى، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن