فرهنگ آریان‌پور

ضرب‌ کردن

#۱۳۴٬۲۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

multiply

ضرب کردن، تکثیر کردن

۲

strike

(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن

۳

coin

سکه، سکه زدن، اختراع و ابداع کردن

۴

mint

ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر