فرهنگ آریانپور
ضرب کردن
#۱۳۴٬۲۶۰
multiply
ضرب کردن، تکثیر کردن
strike
(past: struck ; past participle: struck) ـ زدن، ضربت زدن، خوردن به، بخاطر خطور کردن، سکه ضرب کردن، اعتصاب کردن، اصابت، اعتصاب، ضربه، برخورد، ضربه زدن
coin
سکه، سکه زدن، اختراع و ابداع کردن
mint
ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر