فرهنگ آریانپور
ضرب
#۱۳۴٬۲۳۳
beat
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش
pulse
تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن
stroke
ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ
movement
جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت
contusion
(پزشکى) کوفتگى، ضرب، ضربت، کوفتگى انساج، ضغطه
time
بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه
tempo
(موسیقى) وقت، زمان، گام، میزان سرعت
rhythm
وزن، سجع، میزان، آهنگ موزون، نواخت آهنگ
accent
تکیه ى صدا، علامت تکیه ى صدا (بدین شکل ')، لهجه، طرز قرائت، تلفظ، قوت، تاکید، تشدید، (در شعر) مد (madd)، صدا یا آهنگ اکسان (فرانسه) ـ با تکیه تلفظ کردن، تکیه دادن، تاکید کردن، اهمیت دادن