فرهنگ آریان‌پور

ضد عفونی کردن

#۱۳۴٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

disinfect

ضد عفونى کردن، گندزدایى کردن

۲

fumigate

بخار دادن، دود دادن، ضد عفونى کردن