فرهنگ آریان‌پور

ضد

#۱۳۴٬۱۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

opposed

ضد، متضاد، مخالف، نقیض، مقابل، رو به رو، مواجه، مخالف یکدیگر

۲

foe

دشمن، عدو، مخالف، ضد، منافى، مضر، حریف

۳

anti

(anth- , ant- =) ـ (pl. antis) ـ پاد، مخالف، علیه، ضد پیشوندى است به معنى " ضد " و " مخالف " و " درعوض " و " به جاى " و غیره مثل: ANTIchrist anti ـ

۴

hostile

دشمن، خصومت آمیز، متخاصم، ضد

۵

opponent

مخالف، ضد، معارض، حریف، طرف، خصم

۶

opposite

رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه

۷

adversary

دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد

۸

antagonist

هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن

۹

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) inimical

۱۰

cross

صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن

۱۱

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه

۱۲

contrary

مخالف، معکوس، مقابل، خلاف