فرهنگ آریانپور
ضخیم
#۱۳۴٬۱۰۲
squatty
ضخیم، خپله، کلفت
gross
ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن
russet
حنایى، خرمایى، روستایى، ضخیم، زبر
russeting
(russetting =) ـ سیب قرمز زمستانى، روستایى، ضخیم، زبر
russetting
(russeting =) ـ سیب قرمز زمستانى، روستایى، ضخیم، زبر
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت