فرهنگ آریانپور
ضایع کردن
#۱۳۴٬۰۳۵
abuse
بد به کار بردن، بد استعمال کردن، سو استفاده کردن از، ضایع کردن، بد رفتارى کردن نسبت به، تجاوز به حقوق کسى کردن، به زنى تجاوز کردن، ننگین کردن
mar
آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
bungle
سرهم بندى کردن، سنبل کردن، خراب کردن، خام دستى
murder
قتل، کشتار، آدمکشى، کشتن، به قتل رساندن
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن
squander
برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف