فرهنگ آریان‌پور

ضایع‌ کردن

#۱۳۴٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

abuse

بد به کار بردن، بد استعمال کردن، سو استفاده کردن از، ضایع کردن، بد رفتارى کردن نسبت به، تجاوز به حقوق کسى کردن، به زنى تجاوز کردن، ننگین کردن

۲

mar

آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب

۳

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۴

bungle

سرهم بندى کردن، سنبل کردن، خراب کردن، خام دستى

۵

murder

قتل، کشتار، آدمکشى، کشتن، به قتل رساندن

۶

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن

۷

squander

برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف