ضامن
#۱۳۴٬۰۱۸
surety
ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان
sponsor
ضامن، ملتزم، التزام دهنده، حامى، کفیل، متقبل، ضمانت کردن، مسئولیت را قبول کردن، بانى، بانى چیزى شدن
bailsman
ضامن، کفیل
guarantor
ضامن، ضمانت کننده، کفیل، متعهد
latch
قفل کردن، چفت کردن، محکم نگاه داشتن، به وسیله کلون محکم کردن، چفت، ضامن
toggle
میخ یا پیچ اتصالى حلقه زنجیر، میله عرضى انت هاى زنجیر یا بند براى پیچاندن و کنترل آن، ضامن
caution
احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به
voucher
سند، مدرک، دستاویز، ضامن، گواه، شاهد، تضمین کننده، شهادت دادن، هزینه واژه هاى شامل
security
ایمنى، امان، امنیت، آسایش خاطر، اطمینان، تامین، مصونیت، وثیقه، گرو، تضمین، ضامن
warrantor
(حقوق) متعهد، تعهد کننده، ضامن، کفیل
guarantee
ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن
answerable
مسئول، ملتزم، ضامن، جوابگو، پاسخ دار، جواب دار
cam
دندانه (در مسلسل)، تپه کوچک حقوق
pawl
گیره، عایق، شیطانک، با گیره یا عایق نگاه داشتن، میله گردان محور چرخ لنگر
clamp
گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن