صیقلی
#۱۳۳٬۹۹۹
shiny
صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور
slick
سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب
glossy
جلا دار، براق، صیقلى، صاف، خوش نما
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
slight
مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن
polished
پرداخته، جلا داده، صیقلى، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن
levigate
سبک، نرم، صیقلى، نرم کردن، سائیدن، خمیر کردن، صاف و صیقلى کردن
reflective
(reflectional =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى، بازتابى انعکاسى
reflectional
(reflective =) ـ بازتابنده، منعکس سازنده، صیقلى، وابسته به طرز تفکر، فکرى