فرهنگ آریان‌پور

صیقل

#۱۳۳٬۹۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

glaze

لعاب، لعاب شیشه، مهره، برق، پرداخت، لعابى کردن، لعاب دادن، براق کردن، صیقل کردن، بى نور و بیحالت شدن (در گفتگوى ازچشم)

۲

gloss

نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر

۳

polish

لهستانى ؛ صیقل، جلا، واکس زنى، پرداخت، آرایش، مبادى آدابى، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزه کردن، واکس زدن، براق کردن

۴

burnish

جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا، صیقل

۵

varnish

لاک الکل، لاک الکل زدن به، جلا زدن به، جلا دادن، لعاب زدن به، داراى ظاهر خوب کردن، صیقلى کردن، جلا، صیقل