فرهنگ آریانپور
صیقل
#۱۳۳٬۹۸۹
glaze
لعاب، لعاب شیشه، مهره، برق، پرداخت، لعابى کردن، لعاب دادن، براق کردن، صیقل کردن، بى نور و بیحالت شدن (در گفتگوى ازچشم)
gloss
نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر
polish
لهستانى ؛ صیقل، جلا، واکس زنى، پرداخت، آرایش، مبادى آدابى، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزه کردن، واکس زدن، براق کردن
burnish
جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا، صیقل
varnish
لاک الکل، لاک الکل زدن به، جلا زدن به، جلا دادن، لعاب زدن به، داراى ظاهر خوب کردن، صیقلى کردن، جلا، صیقل