واژههای فارسی←صیدی که در کمند می افتدفرهنگ آریانپورصیدی که در کمند می افتد#۱۳۳٬۹۷۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱springerکمند انداز، صیدى که در کمند مى افتد، فنر نصب کن، گاو آبستنواژههای نزدیک در الفباصید نهنگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصید نهنگ - قایق -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصیداز ابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصیدگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصیدماهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیصیدماهی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر