فرهنگ آریان‌پور

افشانه

#۱۳٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ

۲

aerosol

تعلیق مایع یا جسم به صورت گرد و گاز در هوا

۳

sprayer

گردپاش، سم پاش

۴

atomizer

دستگاهى که عناصرى را به ذرات ریز تبدیل مى کند مثل عطرپاش

۵

canister

قوطى، چاى دان، نارنجک، گازاشک آور spray can

۶

vaporizer

بخارساز، به صورت پودر یا ذرات ریز درآورنده

۷

applicator

درخواست کننده، اعمال کننده

۸

air gun

تفنگ بادى