فرهنگ آریانپور
افشانک
#۱۳٬۳۹۱
spray
شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ
mousse
خامه زده که شیرینى به آن سرد مى کنند یا افسرده شود
nozzle
سر لوله آب، بینى، پوزه، دهانک