فرهنگ آریان‌پور

افشانک

#۱۳٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ

۲

mousse

خامه زده که شیرینى به آن سرد مى کنند یا افسرده شود

۳

nozzle

سر لوله آب، بینى، پوزه، دهانک