فرهنگ آریان‌پور

اپارتمان

#۱٬۳۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

apartment

آپارتمان

۲

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۳

suite

دنباله، رشته، همراهان، ملتزمین، رشته مسلسل، آپارتمان، اتاق مجلل هتل، قطعه موسیقى

۴

chamber

اتاق، تالار، اتاق خواب، خوابگاه، حجره، خان (تفنگ)، فشنگ خور یا خزانه (در ششلول)، (در جمع) دفترکار، آپارتمان، در اتاق قرار دادن، جا دادن

۵

tenement

ملک استیجارى، مستغلات، آپارتمان

۶

partition

جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن

۷

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۸

rooms

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن room

۹

menage

مدیریت، مسئولیت، خانه دارى، خانواده

۱۰

condominium

حکومت مشترک، مالکیت مشترک