فرهنگ آریان‌پور

افشاندن

#۱۳٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

interspersion

افشاندن، پراکنده کردن

۲

pour

ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن

۳

exude

تراوش کردن، بیرون آمدن، افشاندن

۴

spray

شاخه کوچک، ترکه، افشانک، افشانه، ریزش، ترشح، قطرات ریز باران که باد آن را به اطراف مى زند، افشان، چیز پاشیدنى، سم پاشى، دواپاشى، تلمبه سم پاش، گردپاش، آب پاش، سمپاشى کردن، پاشیدن، افشاندن، زدن (دارو و غیره) ـ

۵

winnow

بوجارى کردن، باد افشان کردن، باد دادن، افشاندن، پاک کردن، غربال کردن، به جنبش در آوردن

۶

bestrew

پوشاندن، ریختن (روى)، پاشیدن، افشاندن

۷

diffuse

منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن

۸

scatter

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن

۹

interfuse

در هم ریختن، به هم آمیختن، افشاندن

۱۰

besprinkle

پاشیدن، ریختن، افشاندن

۱۱

inseminate

پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن

۱۲

intersperse

پراکنده کردن، افشاندن، متفرق کردن

۱۳

shaker

لرزاننده، تکان دهنده، ماشین تکان دهنده، آدم مزور و لاف زدن، آدم ولگرد و آواره

۱۴

sprinkle

ترشح، ریزش نم نم، پوش باران، چکه، پاشیدن، ترشح کردن، پاشیده شدن، گلنم زدن، آب پاشى کردن

۱۵

dissipate

پراکندگى کردن، از هم پاشیدن، اسراف کردن

۱۶

circulation

گردش، دوران، انتشار، جریان، دوران خون، رواج، پول رایج، تیراژ (روزنامه یامجله)، تیراژ