فرهنگ آریانپور
افشاگری کردن
#۱۳٬۳۷۶
talk
گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن
tell
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن
tattle
حرف مفت، یاوه، درى ورى گفتن، فاش کردن
unmask
نقاب برداشتن از، چیزى را آشکار کردن