فرهنگ آریان‌پور

افشاگری‌ کردن

#۱۳٬۳۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

talk

گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن

۲

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۳

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن

۴

tattle

حرف مفت، یاوه، درى ورى گفتن، فاش کردن

۵

unmask

نقاب برداشتن از، چیزى را آشکار کردن