صورت
#۱۳۳٬۶۵۵
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
invoice
صورت حساب، فاکتور، سیاهه، صورت، صورت کردن، فاکتور نوشتن
tab
جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن ریاضی
hue
چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر
file
سوهان، آهن ساى، سوهان زدن، سائیدن، (مجازى) پرداخت کردن، پرونده، دسته کاغذهاى مرتب، (معنى مجازى) صورت، فهرست، قطار، صف، در پرونده گذاشتن، در بایگانى نگاه داشتن، ضبط کردن، در صف راه رفتن، رژه رفتن، بایگانى کردن file ـ (42)
form
ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن
effigy
تمثال، صورت، پیکر، تمثال تهیه کردن، پیکرک
facies
رخساره، صورت، (زیست شناسى) عبارت مشخص یک طبقه، منطقه مناسب رشد حیوان یا نبات خاصى
figure
شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر
numerator
برخه شمار، شمارنده، شمارشگر، صورت کسر
mug
آبخورى، لیوان، ساده لوح، دهان، دهن کجى، کتک زدن، عکس شخص محکوم
voice
صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن voice خودمانی
expression
بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین expression دستور زبان ـ فعل