فرهنگ آریان‌پور

افشا کردن

#۱۳٬۳۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

blab

فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول

۲

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۳

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۴

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۵

expose

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن

۶

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن

۷

uncover

برهنه کردن، آشکار کردن، کشف کردن

۸

unearth

از زیرخاک در آوردن، آفتابى کردن، از لانه بیرون کردن، از زیر درآوردن، حفارى کردن