فرهنگ آریانپور
افشا کردن
#۱۳٬۳۶۵
blab
فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول
leak
رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن
tell
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
expose
بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن
uncover
برهنه کردن، آشکار کردن، کشف کردن
unearth
از زیرخاک در آوردن، آفتابى کردن، از لانه بیرون کردن، از زیر درآوردن، حفارى کردن