فرهنگ آریان‌پور

صوت

#۱۳۳٬۶۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۲

phone

(پسوند) صوت، آوا، صدا، تلفن، تلفن زدن، تلفن کردن

۳

voice

صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن

۴

phoneme

صداى ساده، آوا، واگ، واج، حرف صوتى، صداى صوتى، صدا، صوت

۵

interjection

(دستور زبان) حرف ندا، صوت، اصوات

۶

tone

صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا