فرهنگ آریان‌پور

افسونگری‌ کردن

#۱۳٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن