فرهنگ آریان‌پور

صندوقه

#۱۳۳٬۵۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

box wall

صندوقه

۲

box walling

صندوقه

۳

crate

صندوقى که چینى یا شیشه در آن مى گذارند، صندوقه، درجعبه گذاردن، جعبه بندى (چینى آلات)

۴

bin

صندوقچه، آخورک، گردران، جازغالى، صندوق، لاوک، تغار، آخور، انبارک

۵

crib

آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن

۶

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۷

casket

جعبه کوچک، جعبه جواهر، صندوق یا تابوت