فرهنگ آریان‌پور

افسون کردن

#۱۳٬۳۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bewitch

افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن

۲

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن

۳

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۴

witch

زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن

۵

voodoo

(voudou =) ـ جادوگر سیاه پوست، افسونگر، جادوگرى، افسون کردن

۶

voudou

(voodoo =) ـ جادوگر سیاه پوست، افسونگر، جادوگرى، افسون کردن

۷

fascinate

مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن