فرهنگ آریانپور
صندلی
#۱۳۳٬۴۳۱
chair
صندلى، مقر، کرسى استادى در دانشگاه، برکرسى یا صندلى نشاندن
footstool
صندلى، عسلى، چهار پایه
seat
جا، صندلى، نیمکت، نشیمنگاه، مسند، سرین، کفل، مرکز، مقر، محل اقامت، جایگاه، نشاندن، جایگزین ساختن
place
جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
sitting
(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit