فرهنگ آریان‌پور

صمیمی

#۱۳۳٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chummy

صمیمى، خوش مشرب، یار

۲

chum

هم اتاق، دوست، صمیمى، رفیق بودن، با هم زندگى کردن

۳

intimate

مطلبى را رساندن، معنى دادن، گفتن، محرم ساختن، صمیمى، محرم، خودمانى

۴

bighearted

مهربان، صمیمى، گشاده دل، سخى

۵

truehearted

(trueheartedness =) ـ صمیمى، بى ریا، پاکباز، پاکدل، پاک نهاد

۶

boon

استدعا، فرمان یا دستورى به صورت استدعا، عطیه، لطف، احسان، بخشش

۷

True

درست، صحیح، واقعى، راست، پابرجا، ثابت، حقیقى، راستگو، خالصانه، ثابت یا حقیقى کردن، راستین، فریور true tightknit

۸

pally

همدستى، خودمانى، شریکى خودمانی‌

۹

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت thick palsywalsy

۱۰

bosom

آغوش، سینه، بغل، بر، پیش سینه، با آغوش باز پذیرفتن، در آغوش حمل کردن، رازى را در سینه نهفتن، داراى پستان شدن (در مورد دختران)

۱۱

close

به دقت

۱۲

devout

دیندار، پارسا منش، مذهبى، عابد

۱۳

hearty

قلبى، صمیمانه، دلچسب، مقوى