فرهنگ آریان‌پور

افسرده‌ گر

#۱۳٬۳۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

depressant

عامل پریشانى، دژم ساز، عامل کاهش دهنده فعالیت بدنى

۲

depressing

فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن