فرهنگ آریان‌پور

صفر

#۱۳۳٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

zero

صفر، هیچ، مبداء، محل شروع، پایین ترین نقطه، نقطه گذارى کردن، روى صفر میزان کردن zero خودمانی‌ zilch

۲

null

پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر null حساب‌

۳

aught

(anything =) ـ چیزى، هر چیزى، (ک.) هیچ چیز، به هیچ وجه، ابدا، صفر، هیچ چیز

۴

cipher

صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن ریاضی‌

۵

naught

(nought =) ـ هیچ، عدم، نیستى، صفر، نابودى، بى ارزش

۶

nothing

هیچ، نیستى، صفر، بى ارزش، ابدا

۷

O

اکسیژن - (O)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 8 و جرم اتمى 15.9994 گرم بر مول، اکسیژن دار oxygen

۸

nought

(naught =) ـ عدم، هیچ