فرهنگ آریان‌پور

افسرده کردن

#۱۳٬۳۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

dispirit

افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن

۲

mope

افسرده بودن، افسرده کردن، دلتنگ کردن

۳

depress

فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن

۴

overcloud

ابرى یا تیره شدن، با ابر پوشاندن، تیره کردن، افسرده کردن