فرهنگ آریان‌پور

افسرده‌ کردن

#۱۳٬۳۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dispirit

افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن

۲

depress

فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن