فرهنگ آریان‌پور

افسرده شدن

#۱۳٬۳۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۲

dampen

رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن

۳

sadden

غمگین کردن، افسرده شدن

۴

despond

تنگدل شدن، دلسرد شدن، افسرده شدن، مایوس شدن، یاس

۵

languish

بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن