فرهنگ آریانپور
افسرده شدن
#۱۳٬۳۲۲
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)
dampen
رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن
sadden
غمگین کردن، افسرده شدن
despond
تنگدل شدن، دلسرد شدن، افسرده شدن، مایوس شدن، یاس
languish
بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن