صفحه
#۱۳۳٬۱۳۹
plane
صفحه، سطح، مستوى، هواپیما، رنده کردن، با رنده صاف کردن، صاف کردن، پرواز، جهش شبیه پرواز، سطح تراز، هموار، صاف، مسطح
plate
صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن
disc
(disk =) ـ صفحه، دیسک، صفحه ساختن، قرص، گرده
disk
(disc =) ـ گرده، قرص، صفحه، دایره
leaf
برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن
brede
لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص
folio
برگ، صفحه، دفتر یادداشت، پوشه یا کارتن کاغذ، کتاب ورق بزرگ
tablet
لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن
lamella
(lamellas، lamellae) لایه، صفحه، برگ، عضو شبیه لایه
side
طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره
table
میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن