فرهنگ آریان‌پور

صفحه

#۱۳۳٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

plane

صفحه، سطح، مستوى، هواپیما، رنده کردن، با رنده صاف کردن، صاف کردن، پرواز، جهش شبیه پرواز، سطح تراز، هموار، صاف، مسطح

۲

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۳

disc

(disk =) ـ صفحه، دیسک، صفحه ساختن، قرص، گرده

۴

disk

(disc =) ـ گرده، قرص، صفحه، دایره

۵

leaf

برگ، ورق، لایه، صفحه، لنگه، ورقه، دندانه، برگى شکل، برگ دادن، جوانه زدن، ورق زدن

۶

brede

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص

۷

folio

برگ، صفحه، دفتر یادداشت، پوشه یا کارتن کاغذ، کتاب ورق بزرگ

۸

tablet

لوح، لوحه، صفحه، تخته، ورقه، قرص، برلوح نوشتن

۹

lamella

(lamellas، lamellae) لایه، صفحه، برگ، عضو شبیه لایه

۱۰

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۱۱

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن