فرهنگ آریان‌پور

افسرده

#۱۳٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glum

افسرده، کدر، رنجیده، ملول، اوقات تلخ

۲

dispirited

افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن

۳

downhearted

افسرده، دل شکسته

۴

broody

قابل تخم گذارى، افسرده، متفکر

۵

deject

پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم

۶

gloomy

تاریک، تیره، افسرده، غم افزا

۷

pensive

اندیشناک، متفکر، افسرده، پکر، گرفتار غم، محزون

۸

dejected

پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم

۹

downbeat

حرکت چوب رهبر ارکست به طرف پایین، بدبینى، غمگینى، افسرده

۱۰

cheerless

غمگین، افسرده، ناشاد

۱۱

depressed

دژم، دلتنگ، پریشان، افسرده، غمگین، ملول

۱۲

heartless

بى عاطفه، عارى از احساسات، افسرده

۱۳

saturnine

سنگین، شوم، افسرده، دلتنگ، سربى

۱۴

heavyhearted

دلتنگ، افسرده، غمگین، دل افسرده

۱۵

hypochondriac

مالیخولیایى، افسرده، سودایى، آدم افسرده

۱۶

low spirited

داراى روحیه بد، گرفته، کدر، افسرده، دل مرده، دلتنگ

۱۷

withering

پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن