فرهنگ آریان‌پور

صغیر

#۱۳۲٬۹۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

minor

کمتر، کوچکتر، پایین رتبه، خردسال، اصغر، شخص نابالغ، محزون، رشته فرعى، کهاد، صغرى، در رشته ثانوى یا فرعى تحصیل کردن، کماد، خرد، صغیر

۲

lesser

کمتر، کوچکتر، اصغر، صغیر

۳

nonage

فاقد اهلیت قانونى، صغیر، خردى، عدم بلوغ، عدم رشد

۴

underage

فروسال، نابالغ، صغیر، کمتر از سن قانونى ling _

۵

y

یوتریم - (Y)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 39 و جرم اتمى 88.90585 گرم بر مول

۶

lowly

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۷

young

جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا